مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

965

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> دارى ، برانگيز تا ايشان را به مدينه برساند . يعنى پس از آن كه من كشته شوم ، ايشان را محرمى نخواهد بود . » اين هنگام مردم بانگ ناله وزارى درافكندند ويزيد بيمناك شد تا فتنه حادث نشود . پس گفت : « جز تو كسى ايشان را به مدينه نرساند . » 1 . در دمشق با حال خوارى ودست به گردن بسته كشيده مىشوم ودر بين مردم كساني كه شفاعت مرا كند ، يافت نمىشود . بىدينان بنىاميه در حق ما فرمان مىدهند وكارهاى بىسابقه بزرگى دربارهء ما آشكار مىسازند . 2 . نحيب : صدا را به گريه بلند كردن . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 205 - 206 پس از آن يزيد روى به امام زين‌العابدين كرد وگفت : « سپاس خداى را كه پدرت وبرادرت را بكشت . » فرمود : « پدرم را تو ومردمان بكشتيد . » گفت : « سپاس خداى را كه أو را بكشتم واز انديشهء أو برستم . » فرمود : « هر كس پدرم را بكشت ، خدايش لعنت كند . » پس يزيد به قتل آن حضرت فرمان كرد . فرمود : « من از كشته شدن بيم ندارم ؛ بلكه اين كار براي من تأسّى به آن كسى است كه پيش از من كشته شد . » اين وقت ناله ونهيب زنان بلند شد وامّ كلثوم قدم پيش نهاد وفرمود : « اى يزيد ! تا چه هنگام در اهل‌بيت قتل مىكنى ؟ آيا اراده دارى كه جهان را از نسل محمّد رسول خداى خالى گردانى ؟ » اين وقت مردمان سخت گريان شدند وآواز به ناله درافكندند . يزيد فرمان داد تا آن حضرت را به خويش گذاشتند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 214